|
همیشه حق با علی است و علی با حق است . حق به دور علی می گردد. حق دنباله روی علی است... هر جا علی باشد حق حضور می یابد . این کلام به آیه قرآن میماند . نص صریح کلام پیامبر است و این یعنی کلام علی حکم است. عین عدالت است و اطاعت می طلبد... و اطاعت از آغاز تا کنون هر که به بیراهه رود در تاریکی و ظلمت گم خواهد شد...
التماس دعا..
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه دهم تیر 1388 23:51 ÊæÓØ سفیر |
و تو پاک و پاکیزه ۰۰۰قدم به این جهان گذاردی . طاهره مطهره و مکه از ظهور تو روشن شد و جهان از نور حضور تو تلآلو گرفت. در کنار ساره- مریم- آسیه و کلثوم ده حورالعین از بهشتیان برای دیدار تو به خانه فرود آمده بودند . هر کدام با ملاحت خاص در چشم و طشت و ابریقی در دست. آب کوثر را من اول بار در آنجا دیدم وتا نگفتند که آن آب است و کوثر است من ندانستم همچنانکه تا پیامبر نفرمود که تو زهره ای و خدا نفرمود که تو کوثری من ندانستم....... میلاد برترین زن عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر همه دوستدرانش مبارکباد. + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 19:48 ÊæÓØ سفیر |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 1:9 ÊæÓØ سفیر |
جذبه-اخلاص-ایمان-تدبیر-تعهد و عشق به ولایت وی را در کوتاه مدت در رسته عملیات درجایگاه فرماندهی قرار داد.معاونت عملیات کل کمیته انقلاب اسلامی-معاونت جنگ د رکمیته-فرماندهی حفاظت شخصیت ها-فرماندهی یگان دریایی-فرماندهی اداره کل مبارزه با مواد مخدر-فرماندهی استان سمنان-استان فارس-تهران بزرگ و فرماندهی قرارگاه محمد رسول الله در شرق کشور و سالها مجاهدت و ایثار در دفاع ا ز کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی-ستیز بی امان آن سردار فداکار علیه صدامیان کافر-اشرار معاند و سوداگران مرگ از یادها نمیرود. هر وقت بوی یوسف و حضورش احساس میشد صدای گامهای استوارش به سنگرهای رزمندگان گرمی بخش و عطر آگین بود. فرمانهایش فرمان عشق و جانبازی بود.بارها در کنار رزمندگان بی نشان مجروح شد و یکی از جانبازان سر افراز و محبوب در بین رزمندگان و حزب الله بود.در کنار مزارت که زیارتگاه اهل یقین است صدای فرشتگان را حس میکنم حالا باورت میکنم سردار روشنایی ونور.دل باران گرفته ات رابا شبنم های بهشتی مداوا کرده ای سردار تو در کنار آن اندک ستا ره هایی هستی که خورشید را از هجوم ابر های موسمی پا س میداشتند.اشک در هجر تو مهربانانه در چشمان یارانت تاب میخورد.حکایت دلتنگی تو در پهنای دریاچه مهار لو به فصل آخر رسید.فصلی که در نسیم نیایش و عشق بود. سردار خوبیها شاهد یارانت باش تا در پهنای نگاهت زندگی را حس کنیم وراز شگفت زیستن و حمایت سترگ ارزشها را بیاموزیم.وقتی که به افق رنگارنگ خیره میشوم تا صداقت را جشن بگیریم باورم میشود که خدا در دل سودازدگان است.حرف که میزدی بارانی از رنگین کمان میآمد ونفس که میکشیدی شعله ای از سینه ات بر میخواست که عطر عشق ووفا به ولایت بود.خدا در چشمهایت-در حرفهایت و در نفسهای زلالت جاری بود که سبز افتادی وسرخ وبلند قامت برخاستی.چشمهایت را باز کن بگذار آبی عشق را باتو قسمت کنیم به ما بیاموز تا د ر کنارت افلاکی باشیم.در اندیشه یادت هر روز از پنجره خاطراتم صدایت را میشنوم دلم برای تو و برای یارانت تنگ شده و اکنون در کویر تنهایی دلم که در عمق تشنه است به دنبال قطره آبی میگردم آب حیات.تو به آن رسیدی.... تنهاییم را با یاد تو و جوانمردیت پر میکنم وگاه بوی ترا در کنار خویش به وضوح حس میکنم می دانم که دیگر جسم مجروح تودرد ندارد سردار تو لایق ترین بودی برق شمشیرت چشمان بد خواهان را کور میکرد و اشک شوق از چشم مظلومین جاری می ساخت.نام تو که می آمد یعنی آرامش می آمد.تا آخر ایستادی سرو قد وسربلند... به یاد تو چشمهارا باز میکنم کجایی ای نور مهر که چشمان فروافتاده را باز گشایی.کجایی؟یا دو نامت جاویدان. یازدهم اسفند سالروز پرواز خونین و ملکوتی ات گرامی باد. + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه پنجم اسفند 1387 23:42 ÊæÓØ سفیر |
و پس از چهل روز قافله اسیران به کربلا بر میگردد و اینک اهل بیت امام حسین (ع) هر کدام زبان به شکوه باز میگشایند. در گوشه ای کودکی با گریه صدا میزند: عمو جان من تشنه ام عمو کجاست؟؟ عمه جان من تشنه ام به من بگو اکبر کجاست؟ قاسم کجاست؟؟ عمه جان به من بگو بابا چه شد؟ عمه جان به من بگو...............؟!
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 12:6 ÊæÓØ سفیر |
|
| ||||||