|
فردا عیده روز میلاد امام رضا یادته قدیما سالی چند بار باهم میرفتیم حرمش ؟دستم تو دست تو منو میبردی میچسبوندی به حرم . سالهاست که دیگه کسی نیست منو ببره دم حرم از دور فقط نگاش میکنم کسی نیست انقدر پشتم باشه که بتونم بهش تکیه کنم وراحت برم جلو. میترسم زیر دست و پا له شم دیگه نیستی دستمو بگیری . البته خودت همیشه میگفتی آقا از دورم صدای همه رو میشنوه گل نرگس اومده میخوام فردا یه دسته برات میارم از همون خوشبوهاش .میخوام بیام عیددیدنی خیلی دلم واست تنگه خیلی. امشب منتظر یه عیدیم . کاش میشد بیای به خوابم . فردا منتظرم باش همون جای همیشگی . با گلای نرگس میام همون گلی که همیشه عاشقش بودی . بوی عطر آقا بوی انتظار شیرین واسه آقا. + نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 15:36 توسط سفیر |
میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت حضرت علی بن موسی رضا(ع) بر تمام عاشقان مبارک باد آقا جون امشب شب میلاد تو هست ای کاش میتونستم امشب تو حرمت باشم ولی نمیشه نمیتونم بیام خیلی دلم گرفته آقا خودت میدونی حاجتم چیه آقا جون من که نمیتونم کبوتر حرمت بشم لایق نیستم اما امشب یه نگاهی به من دلشکسته هم بنداز . آقا جون من امشب منتظر عیدی شما هستم . یعنی میشه به منم امشب عیدی بدی؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 15:27 توسط سفیر |
شايد آن روز که سهراب نوشت : «تا شقايق هست زندگي بايد کرد» ، خبري از دل پر درد گل ياس نداشت... بايد اينجور نوشت : هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس ، تا نيايد آقا ، زندگي دشوار است + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 2:29 توسط سفیر |
امروز در گلزار شهدا آرامش عجیبی بود مخصوصا قسمت شهدای گمنام همه به ترتیب کنار هم خوابید جسمشون سالهاست گمنام توی گلزاره ولی روحشون زنده است و همیشه هست . خوش به سعادتشون خوش به سعادشون که بهشت برین برای همیشه جاشونه . امروز وقتی نشسته بودم جای همیشگی عطرتو حس کردم و بعد وای ......... خودتو دیدم که کنارم بودی با لبخند قشنگ همیشگیت . با همون لباس سبزت که چقدرم بهت میاد من همیشه عاشق این لباست بودم خیلی وقته فقط بوش میکنم تا حضورتو حس کنم . ازینکه قابل دونستی و اومدی کنارم خیلی خوشحالم. گلزار شهدا امروز پراز گل شده بود خیلیا فقط برای گمنامها گل میارن منم امروز رفتم گل برای اونا بردم روی هر قبر یه شاخه گل سرخ گذاشتم . شاید نگاهی بهم انداختند . هرچند هرکاری کنم برای اونا بازم کمه ولی کاری بیشتر ازین از دستم برنمیاد. شناختن شهدا کار ساده ای نیست هر کاری براشون کنی بازم کمه برای اینکه فقط شهیدان را شهیدان میشناسند. + نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 0:59 توسط سفیر |
خبر آمد خبری درراه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از رخ بگشاید شاید...... یا صاحب الزمان یا مهدی ای مولای من جمعه ای دیگر از راه رسید و باز هم نیومدی آقا دستم به دامنت یه گوشه چشمیم به من بنداز خودت میدونی چی ازت میخوام پس کمکم کن یا صاحب الزمان ........ + نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 0:43 توسط سفیر |
زمان بی اعتنا به من جلو میرود درختان همچنان میوه میدهند و شاپرکها پرواز می کنند . کاش کسی شهادت را به من هم تعارف میکرد . کاش سیبهای کال فریبم نمیدادند . کاش پیراهن تورا میپوشیدم . کاش نشانی ملکوت را از رهگذری که شبیه توست میپرسیدم.کاش...... + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 13:41 توسط سفیر |
امروز ستاره پرنوری به آسمون میاد پرنور و پراز عطر پاکی امشب معصومه مکرمه به این دنیا می یاد. امشب دل آقا خیلی شادتره. میلاد بانوی مکرمه حضرت معصومه بر همه شیعین مبارک باد. + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 0:19 توسط سفیر |
خدایا انقدر بهم صبر بده تا بتونم دربرابر سختیایی که دربرابرم قرار میگیره کم نیارم خدایا بهم طاقت بده کمرم خم نشه خدایا اون نور امیدو توی چهره منم بزار میخوام منم نورانی شم .خدایا کمکم کن اونقدر پرتوان بشم که به هیچ گناهی هرچند کوچیک بی اعتنا شم بتونم به شیطون پشت کنم این شیطون لعنتی نتونه بهم نزدیک شه خدایا کمکم کن. خدایا به رحمتت قسم فقط امیدم به تو بوده تا الانم با همین امید بوده که سرپا موندم خدایا دربرابر تهمت نمیدونم چیکار کنم؟ در برابر حسادت ؟ در برابر زخم زبون ؟ در برابر دشنام و حرفایی که تا جیگر آدمو میسوزونه چیکار کنم؟ خدایا دربرابر ظلم چیکار کنم؟ فقط از خودت میخوام کمکم کنی همه کسایی که تهمت زدن زخم زبون زدن دشنام دادن ظلم کردن همرو میسپارم به خودت میدونم خودت برای همه اینا جواب داری . خدایا به اندازه تمام قطرات باران شکرت که انقدر صبورو بخشنده ای.خدایا بنده حقیرتو دریاب. + نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386 14:58 توسط سفیر |
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 7:30 توسط سفیر |
امام صادق علیه سلام میفرمایند. دوست ندارم جوان شما راجز در دو حال ببینم،دانشمند یا دانش آموز،زیرا اگر چنین نباشد کوتاهی کرده وچون کوتاهی کند ضایع گشته وچون ضایع گردد،گنهکار باشدوچون گنهکار، سوگند به آن که محمد(ص) به حق برانگیخت در آتش جای گیرد.منتخب میزان الحکمه3202 قاتل من زهر شرر بار شد قاتل مادر در و دیوار شد سالروز شهادت رئیس مذهب شیعه امام صادق(ع) تسلیت وتعزیت باد. قال الصادق(ع): شفاعت ما نمي رسد به کسي که نماز را سبک شمارد./ اانقدر امام غريب است ميان امتش که در واپسين لحظات، اينگونه به نماز سفارش ميکند و به راستي چه سري نهفته در نماز؟! /خدايا مار ا در علم و عمل از پيروان راستينشان قرار ده... + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 13:23 توسط سفیر |
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386 2:13 توسط سفیر |
بازم جمعه شد این جمعه دلم بدجوری گرفته بیادت نماز میخونم و اسمتو بلند فریاد میزنم تا که شاید قابل بدونی و یه نگاهی به من حقیر بندازی. + نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386 2:23 توسط سفیر |
سلام امید همیشگی من چقدر امروز آروم شدم وقتی اومدم پیشت احساس آرامش میکنم روحم تازه شده. مخصوصا وقتی اومدی کنارم و گلایی که ازت گرفتم بو کردی . همشون بوی عطر تورو میدادند یه شاخه ازون گلارو رو هم داد ی به اون دختر بچه گفتی شبیه بچگیای منه . باور کن خیلی خوشحالم امروز آرومم چون هنوز بوی عطر تورو با خودم دارم . + نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386 1:52 توسط سفیر |
سالهاست که بر دل من باران نور نباریده است . خداوندا باران نور را بر من بباران دلم سیاه است با نور بی انتهایت نورانیش کن. آمین یا ارحم الراحمین + نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386 9:8 توسط سفیر |
میدونم همیشه هستی و نگاه پرنورت همراه همیشگی ماست اما نمیدونم کی میخوای بیای آقا ؟ آقا به خدا خسته شدیم کمرمون شکسته منتظرتیم آقا میدونم بدیم گناهکاریم ولی به خدا آقا دوستداریم . ....... بارانکه میبارد تو می آیی بارن گل باران نیلوفر باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم وشبدر باران که میبارد تو در راهی از دشت شب تا باغ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابرو آب و آسمان جاری غم میگریزد غصه میسوزد شب میگدازد سایه میمیرد تا عطر آهنگ تو میرقصد تا شعر باران تو میگیرد از لحظه های تشنه دیدار تا روزهای با تو بارانی غم میکشد مارا تو میبینی دل میکشد مارا تو میدانی
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386 6:28 توسط سفیر |
خدایا کیو دارم جزتو کیو دارم جز تو که بتونم جلوش زچه بزنم و ناله کنم ؟ بتونم التماس کنم وبگم کمکم کنه؟ فقط تویی تنها پناهم . میدونی چی میگم و چی میخوام خودت دستمو بگیر و منو رها کن . کمکم کن اونی بشم که خودت میخوای . حتی یه لحظه هم منو به حال خودم وامگذار . خدایا دوستدارم خدایا فقط تورو دارم.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386 1:11 توسط سفیر |
دلم تنگ است برای حال و هوای معصومانه کودکیم برای بازیهای ساده و پر از شادابی آنروزها دلم برای ماهیهای سرخ توی باقچه مادربزرگ تنگ است ولی افسوس و صد افسوس سالهاست که از آن روزگاران میگذرد و ازمن حالا جز جسمی پو چ و خسته چیزی نمانده. + نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386 0:46 توسط سفیر |
تا حالا انقدر احساس آرامش نکرده بودم چند ساعت پیش داشتم خفه میشدم اما داداشم همه چیزو حل کرد اون بهترین داداش دنیاست خیلی بهش مدیونم هرکاری کنم براش بازم کمه ولی همیشه دعا میکنم که سلامت باشه و خوشبخت و موفق باشه + نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386 0:32 توسط سفیر |
|
| ||||||