|
در شب قدر دلم را به خدا بخشیدم امشب فرشتگان مقرب فوج فوج از عرش به فرش می آیند و سیه پوش و عزادار علی را دوباره به عرش میبرند. جسم مطهرش را از بی وفایی مردم کوفه و خصم کین مرهم میزنند. ای خدای بزرگ!!!!!بی علی... وای بر این دنیا. در این شبهای عزیز یتیمان..فرزندان شهدا... ضعفا و کسانی را که جز خدای مهربان هیچ یاوری ندارند فراموش نکنید. + نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 2:58 توسط سفیر |
باید امروز قلم را برداریم و به پیشانی شب بنویسیم سحر در راه است. باید از چشمه نور قلم حافظه را پر کنیم.روی دیوار غروب یادگاری بنویسیم طلوعی دیگر......روزه را دریابیم و دگر غم نخوریم و قناعت بکنیم.صبحدم را سحری و شفق را افطار..باید امروز به دوست جرعه ای عشق تعارف بکنیم .باید امروز صمیمی باشیم.... (التماس دعا) + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 6:23 توسط سفیر |
ماه آسمونی خدا باز هم از راه رسید.یک سال گذشت . بازم خدای مهربون سعادت مهمونی سبزشو به ما داد.بازم سر سفره آسمونیش دعوت شدیم.لحظه های قشنگ افطار و سحر باز هم از راه رسید. خدارو شکر که باز هم وارد این ماه عزیز شدیم .میخواییم همه با هم به این ماه عزیز سلام کنیم. سلام ماه خدا.سلام ماه دلهای عاشق و آسمونی.خوش اومدی.اومدیم پیشوازت. وای که چقدر سفره امسالت سبزه.......انشاءالله که امسال یه عیدی قشنگ از سفره سبزت جدا میکنی و به ما میدی.انشاءالله توی این ماه پربرکت همه دل شکسته ها........همه گرفتارها.......همه بیمارها.....همه فقیرها......همه عاشقها .........هر کس هر گرفتاری داره به حق این ماه عزیز به حاجتش برسه. منم توی دعاهای قشنگتون فراموش نکنید. (التماس دعا)
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 0:27 توسط سفیر |
شقایق کینه تو قلبش نداره ولی باد دشمنش سازش نداره آره ...کوتاهه عمرش زیر رگبار آخه گل طاقت ترکش نداره دلیل موندنش تو قلبا اینه که خونش تو رگ این سرزمینه هزارون ساله که قصش تو عالم داره گل میکنه سینه به سینه نمیشه عطر صحراو بگیرن نمیشه اوج دریارو بگیرن ازونا که به شب عادت نکردن نمیشه شوق فردارو بگیرن اگه دنیا مثه زندون لاله است ....اگه رو خاک ما بارون لاله است اگه خون آبروی این دیاره.... شقایق خواهر هم خون لاله است
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 1:40 توسط سفیر |
|
| ||||||