|
جذبه-اخلاص-ایمان-تدبیر-تعهد و عشق به ولایت وی را در کوتاه مدت در رسته عملیات درجایگاه فرماندهی قرار داد.معاونت عملیات کل کمیته انقلاب اسلامی-معاونت جنگ د رکمیته-فرماندهی حفاظت شخصیت ها-فرماندهی یگان دریایی-فرماندهی اداره کل مبارزه با مواد مخدر-فرماندهی استان سمنان-استان فارس-تهران بزرگ و فرماندهی قرارگاه محمد رسول الله در شرق کشور و سالها مجاهدت و ایثار در دفاع ا ز کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی-ستیز بی امان آن سردار فداکار علیه صدامیان کافر-اشرار معاند و سوداگران مرگ از یادها نمیرود. هر وقت بوی یوسف و حضورش احساس میشد صدای گامهای استوارش به سنگرهای رزمندگان گرمی بخش و عطر آگین بود. فرمانهایش فرمان عشق و جانبازی بود.بارها در کنار رزمندگان بی نشان مجروح شد و یکی از جانبازان سر افراز و محبوب در بین رزمندگان و حزب الله بود.در کنار مزارت که زیارتگاه اهل یقین است صدای فرشتگان را حس میکنم حالا باورت میکنم سردار روشنایی ونور.دل باران گرفته ات رابا شبنم های بهشتی مداوا کرده ای سردار تو در کنار آن اندک ستا ره هایی هستی که خورشید را از هجوم ابر های موسمی پا س میداشتند.اشک در هجر تو مهربانانه در چشمان یارانت تاب میخورد.حکایت دلتنگی تو در پهنای دریاچه مهار لو به فصل آخر رسید.فصلی که در نسیم نیایش و عشق بود. سردار خوبیها شاهد یارانت باش تا در پهنای نگاهت زندگی را حس کنیم وراز شگفت زیستن و حمایت سترگ ارزشها را بیاموزیم.وقتی که به افق رنگارنگ خیره میشوم تا صداقت را جشن بگیریم باورم میشود که خدا در دل سودازدگان است.حرف که میزدی بارانی از رنگین کمان میآمد ونفس که میکشیدی شعله ای از سینه ات بر میخواست که عطر عشق ووفا به ولایت بود.خدا در چشمهایت-در حرفهایت و در نفسهای زلالت جاری بود که سبز افتادی وسرخ وبلند قامت برخاستی.چشمهایت را باز کن بگذار آبی عشق را باتو قسمت کنیم به ما بیاموز تا د ر کنارت افلاکی باشیم.در اندیشه یادت هر روز از پنجره خاطراتم صدایت را میشنوم دلم برای تو و برای یارانت تنگ شده و اکنون در کویر تنهایی دلم که در عمق تشنه است به دنبال قطره آبی میگردم آب حیات.تو به آن رسیدی.... تنهاییم را با یاد تو و جوانمردیت پر میکنم وگاه بوی ترا در کنار خویش به وضوح حس میکنم می دانم که دیگر جسم مجروح تودرد ندارد سردار تو لایق ترین بودی برق شمشیرت چشمان بد خواهان را کور میکرد و اشک شوق از چشم مظلومین جاری می ساخت.نام تو که می آمد یعنی آرامش می آمد.تا آخر ایستادی سرو قد وسربلند... به یاد تو چشمهارا باز میکنم کجایی ای نور مهر که چشمان فروافتاده را باز گشایی.کجایی؟یا دو نامت جاویدان. یازدهم اسفند سالروز پرواز خونین و ملکوتی ات گرامی باد. + نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 23:42 توسط سفیر |
|
| ||||||