
شب بود و سکوت غار حرا- درخشش ستاره های پرنور و تنهایی مهتاب . صدای جیرجیرکها - نسیمی با بوی عطر فرشتگان وزیدن گرفته بود. محمد به سوی نور و اوست. سجاده نشین کوی دوست و در محراب عبودیت. گویا همه چیز و همه نشانهای بی نشان به گفتگوی او و فرشته وحی ختم میشد. خداوند متعال در شب بعثت افقی را در عالم هستی گشود که تا ابد تداوم دارد و آنگاه فرشته وحی آغاز کرد:
اقراباسم ربک الذی خلق
عید مبعث مبارکباد
التماس دعا
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 23:26 توسط سفیر
|